تصاویر دیدنی از ابتکار جالب کازرونی‌ها در روز ۱۳ بدر !

یک طرح مؤثر برای کاهش تخریب طبیعت در سیزده بدر

 

تاريخ انتشار: ۱۷ فروردین ۹۳

 

پیش‌تر هم نوشته بودم که ما مردمانی که می‌گویند، نیستیم! بازخوانی ابتکار جالب دوستداران محیط زیست در شهرستان کازرون، بار دیگر به شما ثابت خواهد کرد که آن روز، درست گفته بودم! نه؟

به گزارش سرویس محیط زیست عصر کازرون؛ ۱۳ فروردین، یک روز متفاوت در بین ۳۶۵ روز سال ۱۳۹۳ برای طبیعت ایران و تمامی زیستمندان آن است؛ روزی به نام طبیعت، اما اغلب به کام آنهایی که طبیعت را نمی‌شناسند و به درستی حرمت نمی‌نهند. از این رو، بسیاری از دوستداران طبیعت، با نگرانی از چنین شرایطی که متأسفانه هر سال هم تکرار می‌شود، از قضا طی پیامک‌هایی سیزدهمین روز از نوروز را پیوسته به خود و دیگر فعالین این حوزه تسلیت می‌گویند و آن را روزی سیاه برای طبیعت ایران می‌خوانند …

ebtekare kazeroonha 13 bedar

  اما خبر خوش این است که اینک، یکی از تشکل‌های مردم‌نهاد محیط زیستی در شهرستان کازرون واقع در باختر استان فارس و در جوار مرحوم دریاچه پریشان، تصمیم گرفته‌ با جلب کمک از صاحبان صنایع محلی و دوستدار محیط زیست، کاری کند که بر پریشان حالی طبیعت کازرون و زیستمندانش بیش از این افزوده نگردد. به همین منظور، تصمیم گرفتند تا به همشهری‌های خود کیسه‌های تجدیدپذیر زباله به صورت مجانی هدیه دهند و مهم‌تر آنکه آنها را تشویق کنند تا آن کیسه‌ها را هنگام برگشت به شهر در غروب سیزدهمین روز از فروردین ۱۳۹۳، در حالی که پر از زباله شده به کامیون‌هایی که به همین منظور تدارک دیده شده در ورودی‌های کازرون حضور دارند، تحویل داده و در عوض جایزه هم بگیرند و کام خود و طبیعت را شیرین کنند.

ebtekare kazerooni ha dar rooze 13 bedar

جهت مشاهده اندازه واقعی تصاویر، بر روی آنها کلیک نمایید

13 farvardin kazeroon ebtekar (1)

 13 farvardin kazeroon ebtekar (3)  13 farvardin kazeroon ebtekar (5) 13 farvardin kazeroon ebtekar (6)13 farvardin kazeroon ebtekar (7) 13 farvardin kazeroon ebtekar (8) 13 farvardin kazeroon ebtekar (9) 13 farvardin kazeroon ebtekar (10) 13 farvardin kazeroon ebtekar (11) 13 farvardin kazeroon ebtekar (12) 13 farvardin kazeroon ebtekar (13)13 farvardin kazeroon ebtekar (14) 13 farvardin kazeroon ebtekar (15) 13 farvardin kazeroon ebtekar (16) 13 farvardin kazeroon ebtekar (17) 13 farvardin kazeroon ebtekar (18) 13 farvardin kazeroon ebtekar (19)

13 farvardin kazeroon ebtekar (4)

گفته بودم که ما آنگونه مردمانی که می‌گویند، نیستیم! نگفته بودم؟

نوشتاری از دکتر محمد درویش

تصاویر از غلامحسین  راسخی، داود قاسمی کازرونی

با تشکر از فرشید شجاعی

بازدید دوستداران کازرون از درمانگاه شهید آشتاب + عکس


وقتی شهری فقط یک بیمارستان داشته باشد و آن بیمارستان هم جوابگوی تمام نیازهای شهروندان نباشد…

به گزارش سرویس جامعه عصر کازرون؛ اعضای گروه دوستداران کازرون به همراه تنی چند از فعالین اجتماعی و رسانه ای شهرستان، علاوه بر بازدید از بخش‌های مختلف درمانگاه آماده افتتاح شهید مسلم آشتاب، به بررسی نقش و تاثیر بسزای اینگونه درمانگاه ها، بر حوزه سلامت و درمان شهرستان کازرون پرداختند.

در این بازدید مدیر درمانگاه در پاسخ به گروه، پیچ و خم های اداری را از عوامل عدم افتتاح درمانگاه شهید آشتاب عنوان نمود.

همچنین در این جلسه حاضرین مطرح کردند که وقتی شهری فقط یک بیمارستان داشته باشد و آن بیمارستان هم جوابگوی تمام نیازهای شهروندان نباشد، تمام نگاه ها متوجه پروژه های بیمارستانی و درمانگاهی شهر خواهد بود. حال آنکه اگر بیمارستان یا درمانگاه در حال احداث نیز، آماده راه اندازی هم باشد، دیگر هیچ دلیلی توجیه کننده عدم افتتاح آن نیست و به طور جدی این مطالبه ی مردمی را پیگیری می کنیم.

darmangah ashtab ashtab2 ashtab3 ashtab9 ashtab12

ashtab7 ashtab11ashtab4 ashtab5 ashtab kazeroonمنبع : سایت عصر کازرون

چرا فرمانداری ویژه نشدیم ...!؟





کازرون با معضل و مشکلات بسیاری دست و پنجه نرم می­کند. خب در چنین وضعیتی مشخص می­شود که مردم این شهرستان چه حال و روزی دارند و اما برخی از مردم و حتی مسوولین این شرایط را ناشی از بی­تفاوتی و بی توجهی مردم و عدم پیگیری مطالباتشان می­دانند.

در حالیکه این مردم یا لااقل بخشی از این مردم بسیار پرتلاش و مصمم در هر فرصتی خواست و نیازهای مردم و شهر و شهرستان کازرون را مطرح و عنوان نموده­اند. برای مثال سالهاست که بسیاری از شهروندان کازرونی خواستار تغییر وضعیت مدیریتی شهرستان به فرمانداری ویژه بوده­اند. در همین راستا در دوران فرمانداری منصور صالح­پور و همچنین کاووس رییسی عده­ای از شهروندان با مراجعه به فرمانداری کازرون تقاضای پیگیری درخواستشان را داشته­اند. بعد در زمان غلامرضا دهقان ناصرآبادی نماینده دوره هشتم مردم شریف کازرون در مجلس مواردی از پیگیری وی برای احقاق خواست بر حق مردم کازرون وجود دارد که بد نیست برای روشن شدن موضوع به یکی از آنها اشاره گردد. در شماره 1158 روزنامه طلوع به تاریخ 1390/5/1 در صفحه اول می­خوانید که غلامرضا دهقان ناصرآبادی نماینده شهرستان کازرون در مجلس اعلام می­کند (نقل قول) که پس از پیگیری­های سه ساله (از سال 1387) مبنی بر ارتقای فرمانداری شهرستان کازرون به فرمانداری ویژه توانستیم موافقت مسوولین سیاسی وزارت کشور برای این موضوع را جلب نماییم. این موضوع با دستور معاون سیاسی وزارت کشور با چند فوریت برای بررسی و اقدام در دستور کار وزارت کشور (دولت) قرار گرفته است. دهقان ناصرآبادی ادامه می­دهد که شهرستان کازرون با نزدیک به 300 هزار نفر جمعیت و 6 بخش و 326 روستا دومین شهرستان بزرگ استان فارس به شمار می­رود که تمامی ظرفیت­ها و زمینه­های لازم برای ارتقای فرمانداری ویژه را دارد. وی اضافه می­کند که ان شاءا... با همت مسوولین شاهد توسعه بیش از پیش شهرستان و کسب جایگاه واقعی این شهرستان در بین دیگر مناطق خواهیم بود.(پایان نقل قول) درج همین خبر درآن سال(1390) در روزنامه طلوع می­توانست در حد خبررسانی باشد. بنابراین بر خود لازم دیدم که پیگیر واقعی این خبر و مکاتبات نماینده وقت با وزارت کشور گردم که نامه­ای به شماره 1169932 به تاریخ 90/4/8 در اختیارم قرار گرفت که آن نیز جهت اطلاع به پیوست مطلب در اختیار هیئت محترم تحریریه هفته­نامه بیشاپور قرار دارد که به اطلاع عموم رسانده شود. در این نامه که از سوی دهقان ناصرآبادی به آقای مهندس مرتضوی معاونت سیاسی وزارت کشور (دولت دهم) ارسال شده آمده است:

« احتراماً همانگونه که مستحضرید شهرستان کازرون در منتهی الیه جنوب غربی فارس با جمعیتی بالغ بر سیصد هزارنفر که در پهنه جغرافیایی شامل شش بخش جغرافیایی می­باشد و به طور کلی به عنوان دومین شهرستان از استان فارس محسوب می­شود که با عنایت به فاصله یکصد و پنجاه کیلومتری (از طریق جاده یا بزرگراه قائمیه) از مرکز استان و همچنین سابقه بیش از پنجاه سال فرمانداری این شهرستان و احراز تمامی شرایط موردنیاز جهت ارتقا به فرمانداری ویژه خواهشمند است با توجه به مراتب فوق و توجه به احراز سایر شرایط مقرر قانونی دستور فرمایید نسبت به ارتقا فرمانداری این شهرستان به فرمانداری ویژه اقدامات لازم معمول و از نتیجه تلاش­های صورت گرفته اینجانب را مطلع فرمایید.»

که در پاسخ به این تقاضای غلامرضا دهقان ناصرآبادی نماینده دوره هشتم(اسبق) این نامه تحت شماره ثبت 4/64939 به تاریخ 90/5/2 (یعنی همزمان با اطلاع­رسانی نماینده در نشریات) اعلام وصول می­شود و با شماره تماس پیگیری 2133-84862132 تحت اقدام قرار می­گیرد و بعد موضوع به این شکل پیگیری می­شود: »جناب آقای مهندس عارف­پور با سلام لطفاً موضوع را با قید فوریت بررسی و اقدام لازم به عمل آید.«

خب از آن تاریخ تقریباً بیش از دو سال گذشته است. امروز به جای نماینده دوره هشتم نماینده دوره نهم این افتخار خدمتگزاری به مردم بزرگوار، صبور،اندیشمند و از همه مهم­تر پرتلاش را بر عهده دارد. سوالی که اینجا مطرح می­باشد این است که این حق مردم و شهرستان در چه مراحلی و در چه وضعیتی قرار دارد؟ و یا پیگیری شده است؟ این درخواست قانونی و بر حق مردم نه به تحریم و فشارهای خارجی مرتبط است و نه به بودجه تصویب شده و دولتی نیاز دارد. این حق و حقوق شهرستان ومردم بزرگوارش است که مدیریت شهرستانشان  به فرمانداری ویژه تغییر یابد. شاید زمانی که خبر فرمانداری ویژه دو شهر از شهرستان­های استان فارس اعلام شد بخشی از مردم دچار چنان شوک و یأس و ناامیدی شدند که برخی از مسوولین شهرستان کازرون را تلنگری زد که در این باره دست به واکنش­هایی هر چند ناکافی بزنند. اما حقیقت امر این است که عملاً هیچ اقدامی صورت نگرفته است آن هم در دوره محمود احمدی نژاد که بیشترین تغییر و وضعیت­ها در سال و ماه­های پایانی رخ داده است. یعنی اگر این خواست مردم با توجه به سابقه پیگیری نماینده دوره قبل با جدیت و علاقه دنبال می­شد چه بسا شهرستان کازرون زودتر از دو شهر دیگر نیز می توانست ارتقای فرمانداری به فرمانداری ویژه را کسب نماید آن هم در شرایطی که اوضاع اجرایی و مدیریتی در بخش های مختلف شهرستان با چالش و مشکل روبرو بوده و هست و نیاز مبرم دارد که مسوولین هر چه زودتر به فکر چاره باشند. پس نماینده شهرستان و استاندار محترم فارس در اقدامی ویژه هرچه زودتر وضعیت فرمانداری شهرستان را به وضعیت مطلوب و قابل تحمل برای مردم ارتقا دهند و در تغییر و تحولات مبنا را بر دگرگونی و تحول در شهر کازرون و شهرستان قرار دهند و از نیروهای کاردان، لایق، شایسته و مردمی برای پیشبرد اهداف توسعه و عمران شهرستان و استان بهره جویند. به هر حال این مردم لایق و سزاوار بهترین ها هستند و این مهم جز با ارادت به مردم ،جز با همت بلند و دلسوزی و از همه مهم تر جز با ایمان به آرا و نظرات این شهروندان محقق نخواهد شد. دوست داشتن مردم با گفتار و نوشتار و سخنرانی نیست. دوست داشتن مردم با کار و تلاش و جلب رضایت آنان اثبات می­شود.

 

منوچهر حبیبی

منبع : هفته نامه بیشاپور

 

باکو به دنبال ثبت چوگان ایرانی در یونسکو


یکی از ۵ عضو موسس فدراسیون جهانی چوگان می گوید: در این جا دو نگاه ورزشی و فرهنگی وجود دارد. در بحث ورزشی، فدراسیون جهانی چوگان و تمام صاحب نظران دنیا این ورزش را ورزش تاریخی و اصیل ایرانی می دانند.

بعد از ثبت مفاخر و سنت های ایرانی از سوی ترکیه و تاجیکستان، در تازه ترین مورد جمهوری آذربایجان به دنبال ثبت معنوی ورزش چوگان در سازمان علمی فرهنگی ملل متحد، یونسکو است.

حمزه ایلخانی زاده رییس فدراسیون چوگان ایران به عصر ایران گفت: آذربایجانی ها بعد از تلاش برای ثبت حکیم نظامی به نام خود می خواهند قدیمی ترین ورزش ایرانی- چوگان - را به نام خود ثبت کنند و درخواست رسمی ثبت به نام جمهوری آذربایجان را به یونسکو ارایه داده اند. ایلخانی زاده در پاسخ به این سوال که آیا این کشور در چوگان سابقه ای دارد، گفت: شاید زمانی که آذربایجان بخشی از ایران بوده در آن جا چوگان بازی می شده است و گرنه در دوره معاصر، هیچ اثر و سند تاریخی قابل استنادی درباره چوگان ندارند و آن ها با استناد به اشعار شاعر بزرگ ایران زمین حکیم نظامی و منظومه خسرو و شیرین سعی در ثبت این رشته به عنوان میراث معنوی خودشان در یونسکو دارند.

یکی از ۵ عضو موسس فدراسیون جهانی چوگان گفت: در این جا دو نگاه ورزشی و فرهنگی وجود دارد. در بحث ورزشی، فدراسیون جهانی چوگان و تمام صاحب نظران دنیا این ورزش را ورزش تاریخی و اصیل ایرانی می دانند. وی افزود: اما در بحث فرهنگی و معنوی چندسال پیش چینی ها به دنبال ثبت این ورزش در یونسکو بودند که در آن زمان با تلاش های قابل تقدیر مرحوم دکتر احسان نراقی و دکتر میرفندرسکی و بازدید مسئولین یونسکو از زمین های چوگان اصفهان و شیراز چینی ها مجبور به بازپش گرفتن درخواست خود شدند و این قضیه منتفی شد.

پیشکسوت چوگان با اشاره به تلاش هایش از بیست سال قبل برای ثبت این رشته در یونسکو از طریق نهادهای مسئول گفت: در دولت گذشته من ۲ بار با آقای مشایی دیدار کردم وبه ایشان گفتم ما مطالعات تاریخی و مستندسازی این ورزش را انجام داده ایم که آن را برای ثبت جهانی در اختیار شما می گذاریم اما به دلیل این که آقای مشایی مشغله سیاسی اش زیاد بود، این بحث دیگر پیگیری نشد و تنها ثبت ملی صورت پذیرفت.

رییس فدراسیون چوگان با بیان این که چندی پیش یکی از فعالین حوزه میراث فرهنگی خبر از تلاش آذربایجان برای ثبت جهانی این ورزش در یونسکو داد گفت: یکی از اصول ثبت جهانی یک اثر، ارایه مستندات تاریخی است که ما بعد از چندسال تلاش این مستندات را تهیه کردیم و به نهادهای مسئول ایرانی ارایه کردیم اما متاسفانه آن ها تلاشی برای ثبت جهانی چوگان انجام ندادند. وی افزود: البته به زودی این اسناد و گزارش های تاریخی مورخین ایرانی، یونانی و اروپایی درباره چوگان که از زمان هخامنشیان شروع می شود را در قالب یک کتاب منتشر می کنیم.

کازرون و چالشهای پیش رو(قسمت اول : تونل بناف یا محرم)

( قسمت اول : تونل بناف یا محرم )

مدت زمانيست كه آغاز نوشتن ذهنم را مشغول ساخته اما دغدغه حواشيهاي بعدي و تفاسير ناصواب ، منجر به عملي نشدن موضوع مي گرديد. وظائف و رسالت هر كدام از ما به عنوان يك شهروند بالاخره منجر به اين تصميم شدكه اهم موارد در مقالاتي كه انشاء الله طي چند هفته متوالي درج مي شود به سمع و نظر همشهريان محترم برسد.

دوستان و عزيزان همشهري مستحضرند كه پروسه انتخاب نمايندگان اين شهر همواره به واسطه رايزنيهاي متعدد نمايندگان محترم و اطرفيان آنها ، همچنين تبليغات موثر و نظرات مشورتي مشاوران در مناطق و بخشهاي مختلف شهرستان صورت گرفته است. مسلماً امر انتخاب نماينده مجموعه فعاليتهاي گروهيست كه نظر مشورتي ايشان بعد از انتخاب نماينده محترم و عبور از مرحله انتخابات اهميت بسزائي خواهد يافت . شايد بتوان گفت رسالت اين افراد در اين مرحله بسيار مهمتر و موثرتر از مرحله انتخابات خواهد بود . متاسفانه مدت مديدي از انتخابات گذشته اما وضعيت اجراي پروژه هاي اصلي شهر يعني راه آهن ، بيمارستان ، پتروشيمي و از همه مهمتر تونل بناف يا محرم نشان دهنده آينده اي ناخوشايند است كه فرصتها را يك به يك تبديل به تهديدي ديگر مي نمايد. در اين ميان چند نكته قابل تامل است اولاَ : زمانيكه انتخابات برگزار مي شود و فردي به عنوان نماينده انتخاب مي شود همه مردم مي بايست سلايق و خواسته هاي قبلي خودرا كنار گذاشته و نماينده شهرستانشان را در رسيدن به وضعيت مطلوب ياري نمايند. در اين ميان قهر و بي تفاوتي هيچ فردي قابل گذشت نيست و رسالت گروه و مردمي كه دوستدار شهرستانشان هستند از هميشه آشكارتر و پررنگتر است . ثانياَ : مشاوران و مبلغان قبلي نماينده محترم نيز می بایست با در نظر داشتن لزوم پاسخگوئي به مردم وعبور از خواسته هاي احتمالي فردي تنها به آينده شهرستان بينديشند و مسلماً برخي از رفتارها و يا حاشيه ها نبايد موجبات دلسردي ايشان را فراهم سازد . بي شك در نظر نگرفتن اين موارد تنها منجر به وضعيتي خواهد شد كه امروزه شاهد آن هستيم .

و اما مطالبي كه گفته شد بهانه اي بود براي بيان موضوع مهمي كه متاسفانه اين روزها بازهم موضوع بحث شده و آن چيزي نيست جز تونل محرم يا بناف.

همشهريان محترم مستحضرند كه اين پروژه با چه خون دلهائي آغاز شد و مستنداتي در اين خصوص موجود است كه انشاءالله در مقالات بعدي و حتماَ به آن خواهيم پرداخت . ليكن صحبتهائي در خصوص توجيه نداشتن طرح تونل بناف كه آنزمان و متاسفانه بواسطه برخي از همشهريان آغاز گرديد اين روزها نيز دست آويز برخي محافل قرار گرفته و مهمترين پروژه شهر را با چالشي جدي مواجه ساخته است. طرح توجيه بناف علاوه بر كميته هاي تخصصي وزارت راه و تشكيل شده توسط نماينده محترم دوره قبل ، بارها و بارها توسط مشاوري كه اتفاقاً راي به توقف بناف داده بود مورد بازبيني مجدد قرار گرفت و در نهايت پروژه مجدداً تصويب و به جهت اجرا ابلاغ گرديد در اين ميان سه سوال براي اينجانب باقيست كه شايد براي شما همشهريان عزيز نيز قابل توجه باشد اولاً چرا توجيه نداشتن طرح بناف و اقتصادي نبودن آن از سوي برخي همشهريان كه وضعيت فعلي شهر را مي دانند عنوان مي شود ؟ در واقع چرا ايشان بدون اطلاع از كارهاي كارشناسي انجام شده براي هزينه كرد اين بودجه دلسوزي مي كنند ؟ ثانياَ : با اجرا نشدن پروژه مذكور چه توجيهي مي توان براي احداث جاده كازرون به شيراز يافت و در واقع استفاده كنندگان از اين جاده به جز همشهريان عزيز چه كساني خواهند بود و يا چه تاثير در خارج شدن از وضع كنوني شهرستان خواهد داشت ؟ ثالثاً : چگونه اين طرح توسط يك وزارتخانه بدون كار كارشناسي و بررسي توجيه اقتصادي آن طي دومرحله و در دو زمان مختلف تصويب و متاسفانه بعداَ كان لم يكن شده است ؟

متاسفانه با ايجاد راه هاي جديد و اطراف كازرون روز بروز شاهد عقب رفت شهرمان هستيم و اين موضوع را در نظر داشته باشيم كه با اتمام پروژه هاي 4 باندي قائميه ، بزرگراه قائميه به دشت ارژن ، آزاد راه شيراز به بوشهر( که با وضعیت فعلی امکان عبور آن خارج از شهرستان وجود دارد) و عدم اجراي پروژه مذكور شهر كازرون در مثلثي از راه هاي ارتباطي قرار خواهد گرفت كه بي شباهت به مثلث برمودا نيست و اين شهر را براي هميشه در بن بست قرار خواهد داد . شايد اجراي به موقع تونل بناف و يا محرم مي توانست شهر كازرون را حداقل به گزينه اي براي عبور آزاد راه تبديل نمايد .

اميد است با تلاش و همت تمامي همشهريان و مسئولين محترم شهر اين مهم در كانون توجه مطلعين و مسئولين امر قرار گيرد. انشاءالله .

منبع: وبلاگ آناهیتا

نویسنده: رضا بهادران

جایی مثل هیچ جا ـ کازرونی ها را شرمنده نکنید.

منوچهر حبیبی

جاده جدید کازرون به دشت ارژن که در سال 1386 افتتاح شد علیرغم کمبودها و نواقصی که داشت و دارد در آغاز به مسیر اختصاصی عبور کازرونی­ها به شیراز تبدیل شد. کازرونی­هایی که سال­های سال مسیر 155 کیلومتری کازرون ـ قائمیه ـ تنگ ابوالحیات ـ دشت ارژن به شیراز را طی می­کردند با استقبال از مسیر فعلی  که حدود 30 کیلومتر کوتاه­تر است عملاً با خطرات ناشی از نیمه تمام بودن این مسیر نیز روبرو گردیدند. پیچ­های تند و کم عرض بودن مسیر در پاره­ای نقاط، ریزش سنگ از برخی جاها و عدم رعایت نکات ایمنی از قبیل نبود تابلوهای راهنمایی و رانندگی و خط­ کشی مناسب و گاردریل­ها در مسیر، همه و همه باعث شد که این جاده تاکنون جان شماری از شهروندان کازرونی و مسافران را بگیرد. هر چند به مرور برخی از نقایص و کمبودها و کاستی­ها مرتفع گردید.اما متاسفانه هنوز مشکلاتی در این جاده وجود دارد که گهگاه موجب بروز حوادث ناگوار و دلخراش می­گردد. با توجه به اینکه ساخت جاده تنها به هدف جلب رضایت مردم کازرون انجام شده بود و عملاً با کارشکنی­هایی که صورت گرفت تنها به مسیری برای عبور شهروندان کازرونی و بخشی از اهالی روستاهای مسیر تبدیل شد. توجه به آن هم محدود گردید. اما خلوت بودن جاده و عبور آن از مناطق خوش منظره همچون دشت برم، باعث توجه تدریجی مسافران مسیر شیراز به بوشهر و گناوه و برخی شهرها گردید و به مرور از بار ترافیکی نسبتاً شلوغی برخوردار گردیده است.همین امر نیز باعث گردیده که علاوه بر کازرونی­ها شاهد قربانی شدن دیگر هموطنان در این مسیر باشیم و دردی را که مردم کازرن بابت غیراستاندارد بودن جاده تحمل می­کنند را به مسافرانی که از این مسیر گذر می­کنند، هدیه کنیم. متاسفانه هرگاه و در هر مقطع زمانی مردم از اوضاع نابسامان این جاده سخن به میان می­آوردند، گویی که افتخار کسی و یا گروهی را زیرسوال برده باشی با واکنش­هایی از سوی برخی از این افراد مواجه بوده­ایم. اوج این جبهه­گیری­ها به سال گذشته برمی­گردد که در چند نقطه، جاده نشست کرد. هر چند که در سال 90 و به خاطر نزدیک بودن به انتخابات مجلس نهم (12 اسفند ماه سخن گفتن از این نشست و مشکلات جاده دشت ارژن رنگ و بوی سیاسی پیدا می­کرد، اما با ریختن آسفالت در مناطقی که نشست کرده بود همان افراد به نوعی به قبول واقعیت­های تلخ و مشکلات اذعان نمودند.اما امسال و این روزها که تقریباً 3 هفته تا پایان سال باقی مانده و خبری از برگزاری انتخابات نیست و لااقل این جاده در انتخابات ریاست جمهوری و یا شوراها تاثیرگذار نیست. سخن گفتن از نشست­های مجدد جاده جدید گمان می­کنم به ضرر و زیان فرد و یا گروهی نیست و افتخارات جناحی را زیر سوال نمی­برد. بنابراین به عنوان یک شهروند کازرونی و به عنوان کسی که ذینفع است و مجبور به عبور و گذر از این جاده هستم و به عنوان اینکه اولین وظیفه­ام دفاع از حقوق مردم کازرون و حفظ افتخارات این مردم است باید به اطلاع آقایان مسوول چه آنانی که مسوولیت مستقیم دارند و چه آنانی که طی یکسال گذشته عملاً از دخالت کردن در امور مردم و شهر کازرون خودداری کردند و واقعاً مهمان بوده­اند می­رساند که وقت را از دست ندهند و تا دیر نشده دست به کار شوند و در رفع کمبودها و برای کاستن از خطرات پیش روی مردم کازرون و مسافران این مسیر بکوشند. باید خدمتتان عرض کنم اگر از روشنایی تونل­ها که در هفته دولت موجب افتخار شده بود صرفه­نظر کنیم، لطف کنید مشخصات تونل­ها و نام آنها در ورودی و خروجی­ها نصب کنید تا اگر مسافران دچار مشکل شدند بتوانند نشانی درستی جهت برخورداری از امداد در اختیار داشته باشند. بعد ریزش سنگ­های ریز و درشت از برخی نقاط (مثل نقل و نبات) است که می­تواند حادثه­های مرگبار به دنبال داشته باشد. فکری برای این مشکل کنید در برخی نقاط شانه جاده یا وجود ندارد و یا خیلی کم عرض است این نیز می­تواند خطرساز باشد.فقدان تابلو و خط­کشی و چراغ­های راهنما در برخی نقاط می­تواند موجب تصادف و واژگونی خودروها گردد. مخدوش کردن تابلوهای راهنمای مسیر در دشت­ارژن نیز موجب تصادف و سردرگمی مسافران می­گردد. باور کنید حرکت و اقدام زشت و ناپسند همین است که مسافرانی که قصد رفتن به جنوب را دارند از تابلوهای تعیین فاصله تا شهرهای برازجان گناوه و بوشهر، حد فاصله دشت ارژن تا کازرون بی بهره باشند و اینکه این تنها جاده­ای­ست در ایران که برای عبور از پل فرعی روگذر آن برای جلوگیری از واژگون شدن خودرو و برخورد با گاردریل آن در سربالایی سرعت­گیر تعبیه شده است. تاسف­بار است کیوسک کوچکی به عنوان جایگاه پلیس راه شهرستانی اختصاص داده شده است. همه­ی اینها و بیشتر، نشان از کم توجهی به مردم و شهر کازرون دارد و موجب تلفات مالی و جانی به مردم گردیده که تعمیم دادن آنها به مسافران نوروزی و دیگر هموطنان موجب شرمندگی و شرمسازی برای ما می­گردد.تا دیر نشده و تا وقت باقیست همه­ی آنانی که عنوان دوستداری و دلسوزی مردم را یدک می­کشند بسیج شوند تا شاید امسال مسیری امن­ تر از سال­های گذشته برای هموطنان و همشهریان فراهم سازیم و همه­ی کسانی که به هر دلیل مسیرشان جاده جدید کازرون به دشت ارژن است با خاطره­ای خوش از این مسیر و از شهر ما کازرون به سلامت بگذرند. پس دوستان به جای دادن درس و تذکرات فنی و مهندسی و یا به جای توصیه گذر از جاده به جای بیراهه(جاده کازرون)به ایمن سازی مسیر اقدام نمایند.

منبع:سایت بیشاپور

آرزوی استانی به نام زاگرس به مرکزیت کازرون


محمد عباسی،عضو گروه دوستداران کازرون

در آخرین نشست هیأت دولت دهم، آنگونه که در نشریات شهرمان هم انعکاس یافت مصوباتی صورت گرفت که از آن جمله تبدیل دو شهرستان جهرم و فسا (با پشت سرگذاشتن کازرون بزرگ،) به فرمانداری ویژه بود و در پی انتشار آن خبر، شهرمان به ویژه آگاهان و فرهیختگان و اهل مطالعه و قلم را در بهت و حیرت فرو برد. به گونه­ای که عیدفطر امسال رنگ وبوی سالهای گذشته را نداشت و آثار غم برچهره متأثرین، نه از آن اتفاق، بلکه از جاماندگی شهر باعظمتشان که متاسفانه بعضی مسوولین شاخص نه تنها به عظمت آن پی نبرده­اند بلکه این شهرستان وموقعیت و گذشته پرافتخارش را هم آن گونه که باید نشناخته­اند و به همین دلیل نتوانسته­اند آن را به شایستگی به مسوولین استانی وکشوری بشناسانند. لازم به ذکراست که چند سال پیش شهرستان لار، با وحدت و جدیت و هماهنگی­کامل بین فرماندار وقت و مسوولین استانی و نماینده و با زمینه­سازی­های هماهنگ و با یک اقدام عاجل ، در رابطه با شهرستان­شدن گراش و با غنمیت شمردن ثانیه­ها، سرانجام این عنوان را به خود گرفت و به فرمانداری ویژه ارتقا یافت و مردم آن، از مزایایش بهره­مند شدند.لذا پس از آگاهی ازهمان مصوبه پایانی دولت دهم، همهمه­ها و دغدغه­ها در بین مردم و نیز عکس العمل­هایی در عناوین و صفحاتی از نشریات از جمله سلمان به شماره­های 613 و 614 و شهرسبز به شماره­های 232 و 233 و بیشاپور اخیر به شماره 364 صورت گرفت و قطعاً دنبال هم خواهد شد.البته قبل از هر کاری برای ارتقای شهری مثل کازرون به استان و یا مقدمتاً به فرمانداری ویژه به تمهیدات زیر نیاز است:

الف)اعضای شورای شهر و شهردار: با استفاده از گروه­های کارشناسی و تمامی قابلیتها، همه معضلات شهری باقیمانده از سابق و تاکنون را مرتفع و حداقل به پیشنهادهای مردمی که از سالها پیش تاکنون مطرح و راکد مانده توجه نموده و همه شهرمان را به مبلمان شهری (که در شماره­های آینده به کیفیت آن پرداخته خواهد شد) تجهیز نمایند تا هم موجب رضایت شهروندان گردیده و برای مهمانان هم جاذبه داشته باشد و هم اینکه مرکزیت چنین استانی ( یا فرمانداری ویژه )مستعد پذیرش این عنوان گردد.

 ب)کازرونی­شناسی: که بسیار پیچیده است فقط می­توان از روی نمودهایی، تا حدودی به این شناخت دست یافت. هرگز مسوولین از خود پرسیده­اند که آیا کازرون را به خاطر خود کازرون، جزء 12 شهر حکومت نظامی درآوردند یا به خاطر کازرونی­ها و شناختی که حکومت از مردم این خطه داشت؟

1-آیا نپرسیده­اندکه در جنگ جنوب موضوع حفر تونل زیرزمینی برای از بین بردن چه کسی بود؟ مگر سرهنگ »اولسون« فرمانده قشون انگلیس تا نزدیکی خانه ناصردیوان تونل حفر نکرده بود و آیا همزمان با راهیابی تونل به بیرون، آن فرمانده مهم انگلیسی که فقط قصدش کشتن ناصردیوان و (نه دیگران) بود توسط تفنگچی­های ناصر لشکر کشته نشد؟ به گونه­ای که در اثر جانفشانی­ها و رشادتهای مردم این خطه می توان گفت: »سر هر خار نشان کف پایی دارد.«

2-مگر سیدمحمدرضا کازرونی تاجر نامی آن زمان نبود که تمامی هزینه­های مبارزات جنوب و کمک به رییسعلی دلواری و دیگر مبارزان را عهده­دار بود؟

3-آیا کسی هست که آوازه حاج کاکاحسین کازرونی تاجر بزرگ بین المللی آن زمان و خدمات فرهنگی- انسانی و... ایشان را نشنیده باشد که برای توسعه اقتصادی کشور، تجارتخانه خود را به اصفهان منتقل و فرزندانش کارخانه­های بزرگ ریسندگی و چینی­آلات و سایر صنایع بزرگ اصفهان را صاحب شدند.

4-آیا کسی هست که نداند که چه متخصصانی از این خطه چه در بعد علمی و پزشکی و سیاسی و اجتماعی و فرهنگی و دانشگاهی و چه در بعد بازرگانی و اقتصادی در اغلب مراکز استانها و مرکز، بدون هیچ ادعایی و اغلب قریب به اتفاق آنان، بدون هیچ پسوند کازرونی فعالانه مشغول به کار هستند به گونه­ای تلاش فکری و مدیریتی هر کدامشان با تلاش چندین نفر برابر است.

 5-چه بیمارستانهایی در استان هستند که بنیانگذارانش همین کازرونی­ها بوده و هستند مثل بیمارستان­های میر و علوی و کوثر و ...

 6-کدام مردم بودند که برای تحقق همین انقلاب و یا استفاده از همه قابلیت­ها، تمامی شهرهای اطراف را پوشش داده و نیز به بعضی از مراکز استانهای مجاور اطلاع رسانی و پیام­رسانی و اعلامیه­رسانی می­نمودند؟

 7-این مردم صبور به قدری هوشیار و حساس و آگاه هستند که تمامی حرکات و سکنات و تاثیرات مثبت و منفی و یا بی اثر مسوولین گذشته و حال شهرستان را دقیقاً زیر نظر داشته و در تمامی محافل و حتی مهمانی­های خانوادگی و یا دوستانه مو به مو امور مربوط به شهر و شهرستان و مسوولین را ارزیابی و به دیگران منتقل می­نمایند و معتقدند که »عاقبت جمع شود در دو سه خط از بد و نیک   آنچه یک عمر به دارا و سکندر گذرد« خصوصاً روی عملکرد نمایندگان و فرمانداران و شهرداران و حتی چگونگی انتخابات­ها بسیار حساسند به گونه­ای که خادمین به شهر و شهرستان را به اوج و به اعلی علیین می­رسانند و بی تفاوت­های ضد پیشرفت را به حضیض و به اسفل السافلین می­کشانند و در سکوت مرموز مردم، این دو مورد نهفته است لذا پذیرفتن هر مسوولیتی به ویژه مسوولیتهای موثری مثل نمایندگی و فرمانداری و شهرداری در کازرون، بسیار مشکل است و پذیرش آن، کار هر کسی نیست.

8-کازرونی­ها تلاش­هایی را تلاش می­دانند که نتیجه مثبت و چشمگیر داشته باشد و هر تلاشی پس از نوشداروی بعد از مرگ سهراب را بی ارزش و سخیف می­دانند.

 9-غیرت کازرونی و مسوولیت پذیری آنان در همه جای کشور خصوصاً در سراسر استان زبانزد است حتی رانندگان کامیونهای متعدد  و فعالش در شرایط سخت رانندگی در مناطق پرخطر و برفگیر کوهستانی پیشگام دیگر رانندگان بوده و نیز در هنگام بروز حوادث و گرفتاری دیگران، غیرتشان کاملاً مشهود است.

 10-این مردم،مسئولینی را قبول دارند که نگاهشان به افراد و مردم تحت نظر خود باشد،نه آنان که فقط به بالا دست خود و کسانی که او را منصوب کرده اند می نگرد. که قطعا دسته ی اول جزء چهره های ماندگاری برای شهر و شهرستان خواهند شد.

 11-این مردم مسئولین بی تفاوت و یا لجوج را نمی پسندند اگرچه ممکن است به ظاهر آنان را تحمل کنند خصوصا آن دسته از مسئولینی که نه دلسوزی دارند و نه ذوق و هنری و حتی به ارباب  ذوق و هنر و به پیشنهادهای متعدد و دلسوزانه دلسوزان، شهر و منطقه به ویژه در نشریات هم توجهی ندارند.

 ج)کازرون شناسی:که برای جلوگیری از طولانی تر شدن مطلب فقط به چند مورد زیر اشاره می شود:

 1-سابقه ی شهرستان شدن کازرون به حدود67 سال پیش می رسد که خود سابقه ی بالایی است.

 2-سابقه ی برخورداری آن،از شهرداری،حدود 97سال است در حالی که سابقه ی شهرداری شهرشیراز 92سال می باشد یعنی شهر کازرون 5 سال زودتر از شهر شیراز دارای تشکیلات شهرداری و شهردار گردیده است.

 3-وقتی که به سال تاسیس دبیرستان شاپور کازرون(شهید بستانپور فعلی)می نگریم عدد سال 1316را می بینیم یعنی سه سال بعد از تاسیس دانشگاه تهران و از این راه می توان به قدمت اداره ی فرهنگ و معارف(آموزش و پرورش فعلی )آن که قطعا بالاتر است پی برد.

 4-فقط توجه به عدد کد دو بانک صادرات 34کازرون و سپه 41 کازرون کافی است که به موقعیت تجاری-بازرگانی و رتبه ی کشوری آن پی برد که هر دو( کد )به معنای سی و چهارمین یا چهل و یکمین شهر دارای بانک های صادرات و سپه نیست بلکه در حالی که تهران حدود 10شعبه و کلان شهرها نیز، بین 3تا5 شعبه و مراکز بعضی از استان های پرسابقه تر هم، از این دو بانک برخوردار شده بودند و جمعا (به جز کازرون) حدود 33 شعبه بانک صادرات و 40شعبه بانک سپه می شدند،کازرون لیاقتاً از ردیف34بانک صادرات(بازار)و سپه41کازرون برخوردار شده بود و هنوز هم این دو بانک با همین عددهای کد،موجودند و همین طور شصت و نهمین بانک ملی در کشور، بانک ملی مرکزی کازرون است.

 5-کازرون از نظر استراتژیک از این جهت که بین چهارمرکز استانی فارس،بوشهر،کهکیلویه و خوزستان قرار گرفته و به بسیاری از بنادر خلیج فارس هم نزدیک است موقعیتی کاملا استثنایی دارد.

 6-کازرون علاوه بر موقعیت ویژه  گردشگری، در بعد کشاورزی  نیز حرف اول را می زند اگرچه هنوز یک دانشکده کشاورزی، علیرغم درخواست حقیر در شماره 5 همین نشریه در سال 84در این شهر چنین دانشکده­ای دائر نگردید.

 7-به قول یکی از محققان، کازرون در 246سال قبل از حکومت ساسانیان و با همین نام،مقر اشکانیان بوده است و همچنین جزیره ی زیبای کیش که امروزه یکی از شهرستان های (جنوبی ترین استان کشور یعنی ) استان هرمزگان است در یکی از مجلات محلی که در معرفی تبلیغی آن جزیره بود با افتخار و برای اینکه سابقه ی آن جزیره را معتبرتر و شاخص تر سازند چنین آمده بود:“جزیره ی کیش در زمان ساسانیان از توابع کوره(شهر)اردشیر خوره از نواحی کازرون بوده است ”که موضوع اخیر، در سایت رسمی صدا و سیمای مرکز کیش به آدرسkish.irib.ir قابل مشاهده است و نوشته نشده جزء شهرستان یا منطقه یا استان کازرون که چنین اصطلاحاتی از نوع تقسیمات فعلی کشوری باشد و معمولا ناحیه شامل حوزه ی وسیع جغرافیایی طبیعی می گویند که شامل مراتع،کشتزارها،جنگل ها،دشت ها،بیایان ها،رشته کوه ها و دریا می شده و گاهی چزایری را هم در بر گرفته و چنین ناحیه ای حتی از ایالت هم بالاتر است .

نمی دانم در سال های دراز،مسوولین با کازرون چه کردند که  به قول شیرازی ها:“چی طو شد که ای طو شد!“لذا هم اکنون وقت بازیافت نسبی آن ،توسط مسوولان و فرمانداران و نمایندگان فعال و کازرون شناس فرارسیده است.

 8-حتی اگر بخواهیم آن سابقه ی دور، که به قرن ها قبل از ساسانیان بر میگردد را در نظر نگیریم به همین گذشته ی نزدیک هم که بنگریم متوجه خواهیم شد که از پوشاندن پیراهن کهنه ی“فرمانداری کل یا ویژه“بر قامت استوار کازرون هم دریغ شده است چراکه در همین گذشته ی نه چندان دور،شرق کازرون تا خان زنیان و شمال آن به مناطق جنوبی استان کهکیلویه و بویر احمد و به  آخرین نقطه ی شمالی و غربی ممسنی و غربا تا آن سوی دالکی و جنوبا تا انتهای فراشبند و حوالی فیروزآباد می رسیده است و حتی امور ثبتی بعضی از بنادر و جزایر خلیج فارس  در کازرون انجام می شده مثلا بر تابلوی اداره ی ثبت نوشته شده بود“ اداره ی ثبت شهرستان کازرون و بنادر و جزایر خلیج فارس“ که همین ها دال بر وسعت و گستره ی پرافتخار این شهرستان در دهه های اخیر بوده است.

 9-علاوه بر بزرگان و مشایخ و عرفا و فلاسفه و مشاهیر و شعرای کازرونی که در کتب مختلف از آنها یاد شده و آرامگاه بعضی نیز در این شهر به چشم می خورد مثل آرامگاه شیخ ابواسحاق و خانقاه شیخ امین الدین که استاد حافظ بوده و علامه دوانی و...و نیز افراد برجسته ای همچون سلمان فارسی از صحابه رسول الله (ص) و قطب الدین کازرونی و ده ها تن از این دست نیز از گل شکفته های این خطه هستند که گهگاه در نشریات شهرمان از آنها نام برده می شود. از جمله معرفی اجمالی بعضی شخصیتها در ویژه نامه ی سلمان 595به مناسبت نوروز92 و معرفی چهره های علمی،فرهنگی،ورزشی و هنری معاصر و ده ها شخصیت کلیدی کشور که از این خطه برخاسته اند جالب اینکه سعدی و حافظ هم به نحوی کازرونی هستند چرا که بر اساس تحقیقات نویسنده و محقق معروف مرحوم علی نقی بهروزی که در شماره250هم همین نشریه آمده بود،می نویسد“پدر سعدی و خانواده ی او کازرونی بوده و خود سعدی بارها نام تنگ ترکان را در اشعار خود آورده است .دکتر زرین کوب در کتاب »حدیث خوش سعدی« در این باره می نویسد“سعدی در شیراز بزرگ شده بود هرچند خاندان مادریش هم ظاهرا از کازرون برخاسته بود“ضمن اینکه بعضی از منابع قدیم و جدید،اجداد و اصلیت او را کازرونی نوشته اند.و نیز مادر حافظ کازرونی بوده و عجیب  اینکه تا سال 1369 در کتابهای تاریخ ادبیات ایران و جهان می نوشتند“پدر حافظ از اهالی اصفهان و مادرش اهل کازرون بوده است که متاسفانه در چاپ های بعدی یعنی از سال هفتاد به بعد،ظاهرا به جهت حذف نام کازرون و کازرون ستیزی،حافظ را بی مادر!!! نموده و فقط به زادگاه پدرش که اصفهان بوده بسنده کرده اند و هنوز هم اینگونه چاپ می شود.

 10-از همه ی این ها گذشته، گلشمار شهدای اهدایی کازرون در جنگ تحمیلی به حضرت حق،از نظر حساب عددی ،شهرمان را در ردیف اولین شهر بعد از شیراز قرار داده و از نظر هندسی و تناسب جمعیتی، مقام اول استانی و نیز در رده ی ممتاز کشوری است و حقیر نیز در جهت رفع یک اشتباه لفظی که در زمستان سال 86توسط یکی از مقامات شهرمان عنوان نموده بودند: که“کازرون از نظر تعداد شهدا دومین شهر پس از شیراز است“هم در نشریه 802طلوع در دی ماه 86 و هم در سلمان شماره 392،مورخه بهمن 87 تحت عنوان“ آنچه که مسئولان و مردم باید بدانند“مطالبی عرضه داشته و در هر دو، ثابت کردم که کازرون با 2/5 برابر میانگین استانی اگرچه از نظر عددی و گلشماری شهدا، اولین شهرستان پس از شیراز است اما از نظر هندسی و تناسبی، دارای مقام اول استانی ست.

خلاصه به فرموده ی امام(ره)“مجلس در راس امور است“و حقیقتا هم همین طور است ، و ناگفته نماند که در راس مجلس هم، هیات رئیسه است و نماینده محترم کازرون در همان صدر است و از طرفی ایشان تفوقی موقعیتی بر نمایندگان فارس دارند لذا بسیار بعید به نظر می رسد که نمایندگان جهرم و فسا ایشان را غافلگیر کرده باشند و به دور از چشم نماینده کازرون،روی دست ایشان زده باشند.بنده فکر می کنم که ایشان در فکر استان شدن شهرستان است بخصوص با همه ی سوابق درخشان شهرستان و استعداد آن،که فوقاً فقط به چند مورد آن اشاره گردیده و از آنجا که شهرستان کازرون، چه از جهت طول و چه از نظر عرض جغرافیایی،درست در دل رشته کوه های زاگرس قرار گرفته لذا همانطور که شهرستان کرج را مرکز استان البرز قرار دادند شایسته است کازرون نیز مرکز استان (جدید) زاگرس یا فارس غربی یا...قرار گیرد که در اینجا ممکن است دو مسئله مطرح شود یکی فاصله تا شیراز و دیگری هم، موضوع جمعیتی،که این دو نیز حل است زیرا اولاً فاصله ی کرج تا تهران و نیز اصفهان تا شهرکرد کمتر از فاصله ی کازرون تا شیراز است . ثانیاً  از نظر جمعیتی،کافی است که به نتایج انتخابات مجلس در سال 90 مراجعه شود که متوجه خواهیم شد آمار جمعیتی شهرستانمان چقدر بالاست چرا که با وجودی که اوقاتی به پایان وقت معمولی انتخابات باقی مانده بود و حوزه ها با انبوه جمعیت در بیرون و درون محوطه روبرو و در انتظار رای دادن بودند از سوی روسای حوزه ها،اعلام می گردید که برگ تعرفه تمام شده و نمی گفتند وقت تمام است.لذا می توان تعداد کل تعرفه هایی که از وزارت کشور به کازرون ارسال شده را با صدها نفری که پشت در و درون محوطه ی هر حوزه به دلیل نبود تعرفه از رای دادن محروم شدند و نیز آن 35درصدی که شرایط سنی رای دادن نداشتند را با هم جمع کنیم قطعا از300هزارنفر بیشتر خواهد شد و یا میتوان جمع کل آرای ماخوذه را با آن 30درصد جمعیتی که به هر بهانه و دلیلی در انتخابات شرکت نکردند و آن هزاران نفری که در اثر اعلام روسای حوزه ها مبنی بر اتمام برگ تعرفه از رای دادن جا ماندند و نیز با احتساب آن35درصد افراد زیر سن قانونی را که با هم جمع کنیم باز به همان نتیجه ی جمعیت بالای 300هزارنفری می رسیم پس مشکل جمعیتی هم نداریم لذا با یک همدلی و وحدت و تلاش همه جانبه­ی مردم، مسوولین  و نماینده و فرماندار و امام جمعه محترم شهرمان می توانیم با توکل به خدا به هدف ارتقای شهرمان، در وهله ی اول به استان و چنانچه استان شدن آن بخواهد دو سه سالی طول بکشد اجالتا به فرمانداری ویژه با همه ی ویژگی هایش برسیم.

 منبع:هفته نامه بیشاپور

فرماندار ویژه ، مقدم برفرمانداری ویژه




 جلسه گروه دوستداران کازرون راجب فرمانداری ویژه

  

 مقاله محسن عباسپور در هفته نامه بیشاپور

 اصولاً یکی از انتقادهایی که همواره متفکران حوزه­ی اجتماعی به جامعه­ی ایرانی وارد می­کنند، آن است که ایرانیان اول به دنبال بدنه هستند و بعد که بدنه را ساختند تازه فکر می­کنند که حالا چه موتور محرکی داشته باشیم.

و این در صورتی است که به عنوان مثال آن سوی مرزهای ایران، اول موتوری برای اتومبیل ساختند که این اتومبیل قادر به حرکت دادن وسیله­ی نقلیه بود، بعد رفته رفته شروع به ساخت بدنه­ای برای آن کردند.

با تأکید بر لزوم دایر نمودن فرمانداری ویژه در شهرستان کازرون، اما عمیقاً معتقدم ما امروز بیش از آنکه به «فرمانداری ویژه» به عنوان بدنه­ای برای حرکت دادن چرخ توسعه­ی شهرستان نیاز داشته باشیم، به «فرماندار ویژه»ای نیاز داریم که بتواند به عنوان موتوری محرک، این چرخ را به حرکت درآورد. مشکلات امروز شهرستان کازرون ناشی از فقدان ساختارهای بروکراسی همچون فرمانداری ویژه و امثالهم نیست. ناشی از ضعف­های عمده­ی مسوولینی است که در حل مشکلات درمانده­اند.

اجازه بدهید برای روشن­تر شدن موضوع و اثبات اینکه «کارهای بزرگ را آدم­های بزرگ می­کنند، نه جاهای بزرگ» مثالی از یک مدل موفق که اتفاقاً در همین کازرون خودمان هم رخ داده بزنم. سال 1345 علی­اکبر سرفراز از طرف دستگاه فرهنگی وقت، مأموریت یافت تا به کاوش و پژوهش در محوطه­ی باستانی بیشاپور بپردازد. آن زمان نه تنها در کازرون اداره­ای عریض و طویلی به نام میراث­فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری وجود نداشت، که حتی در مرکز استان نیز نارسایی­های مشهودی در ساختار مدیریت آثار باستانی دیده می­شد. علی­اکبر سرفراز طی 12سال، شب و روز را یا در چادری در محوطه­ی بیشاپور و کنار کارگران حفار این محوطه می­گذراند یا مشغول از جا کندن درب اطاق­های مسوولین در سطح کشور برای گرفتن بودجه جهت ادامه­ی کاوش در بیشاپور بود. حاصل کار این باستان­شناس غیربومی برای کازرون، غروری باستانی برای کشور و صدالبته اهالی شهرستان کازرون بود. او طی این سال­ها بیشاپوری را که امروز می­شناسیم به جامعه­ی باستان­شناسی کشور شناساند. معبد آناهیتا را از دل خاک بیرون آورد و مرمت کرد. ستون­های چند پاره شده­ی یادبود بیشاپور را مجدداً برافراشت، ایوان موزاییک، برج و باروهای شهر، مدرسه­ و حمام­های دوره­ی اسلامی و تالار تشریفات را برای جامعه­ی باستان­شناس کشور و علاقمندان به این حوزه از خاک بیرون کشید و وضعیت نقوش برجسته­ی تنگ چوگان را سامان داد و قس علی­هذا.

پس از سرفراز با اینکه نزدیک به سه دهه تلاش­های گسترده­ای برای راه اندازی اداره­ی میراث­فرهنگی و صدالبته مرکزی تخصصی به عنوان پایگاه پژوهشی بیشاپور با ردیف­های بودجه­ی مشخص و چندین پرسنل و کارشناس و... راه­اندازی شد، اما هیچ یک از این دستگاه­های عریض و طویل نتوانست در حد و اندازه­ی کاری که یک شخص [یعنی دکتر علی­اکبر سرفراز] برای مجموعه بیشاپور انجام داد، انجام دهند.

بحث فرمانداری ویژه در شهرستان کازرون را هم از همین زاویه می­توان بهتر دید. روزی را تصور کنید که در شهرستان کازرون، تابلو فرمانداری ویژه به جای تابلو فرمانداری برود بالا. اصلاً تصور کنید به جای این تابلو، تابلوی وزارت­خانه برود بالا. چه کسی قرار است در آن مدیریت کند؟ باز هم همین مدیران فعلی.

اگر کلید فرمانداری ویژه کازرون به دست الیاس محمدی، منصور صالح­پور و یا کاووس رییسی، (سه فرماندار اصولگرای کازرون در دولت نهم و دهم) داده شود، آیا دست­آوردی بیش از آنچه که تاکنون داشته­اند، خواهند داشت؟ این سطح از مدیران تا چه اندازه توانستند از ظرفیت­های موجود در فرمانداری کازرون استفاده کنند که بتوانند از این پس از ظرفیت­های فرمانداری ویژه استفاده کنند؟ این افراد همان کسانی بودند که در بیخ گوششان و همزمان با آنها، سایر همکارانشان در فرمانداری جهرم و فسا تلاش کردند و توانستند فرمانداری ویژه را برای شهرستان­هایشان به دست آوردند و اینها مشغول رتق و فتق امور معمولی بودند که در نهایت هم پروژه­های بدسرانجام و یا تعطیل­شده­ای همچون مسکن مهر، بیمارستان 206 تختخوابی، تونل بناف، سیلوهای گندم، پتروشیمی، کتابخانه­ی مرکزی، کارخانه­های تعطیل و نیمه­تعطیل و... را روی دست کازرون گذاشتند. فعالیت­هایی هم بود، اما حتی اگر خوشبینانه و تساهل هم نگاه کنیم، بایستی بگوییم در حد همان فرمانداری معمولی بود. نه فرمانداری ویژه. باید از درون و از محتوا آنقدر قوی شویم که تبدیل شدن به فرمانداری ویژه »ناگزیر گردد« به گونه­ای که تلاش مسوولین بالادستی برای اعطا این عنوان به فرمانداری کازرون، بیش از تلاش مردم برای کسب آن باشد.

براین اساس معتقدم تلاش­هایی که امروز برای احقاق حقی به عنوان فرمانداری ویژه شکل گرفته است، بایستی به سمت حضور فرماندار ویژه جهت بگیرد. حضور دولت جدید، با افق­های عقلانیت و امیدی که پیش­روی تمام کشور گشوده است، و باعث بازگشتن تدبیر به فضای سیاسی کشور شده است، فرصتی مناسب پیش آورده تا بالاخره پس از سال­ها بتوانیم با افزایش فشارها از سوی توده­ها و گروه­ها و شخصت­های مختلف مردمی در کازرون، مطالبه­ی اصلی را به سمت حضوری فرمانداری توانمند حرکت دهیم. باید به گونه­ای حرکت کنیم که استاندار بعدی فارس، هرکه باشد، بداند و آگاه باشد که هرکسی را نمی­تواند به عنوان فرماندار راهی کازرون کند. این شهر با نزدیک به سیصد هزار نفر جمعیت، نیاز به حضور فردی توانمند (به معنای واقعی کلمه) دارد تا حتی بدون وجود ساختارهایی مانند فرمانداری ویژه و امثالهم، حقوق مردم کازرون را احقاق کند.

این بحث را از زاویه­ای دیگر نیز می­توان بررسی نمود. از این دست فعالیت­هایی که اکنون برای ایجاد فرمانداری ویژه در کازرون در حال شکل­گیری است، پیش از این نیز در خصوص برخی حوزه­های دیگر نیز شکل گرفته بود. ما نزدیک به چهاردهه جنبش گسترده­ی اجتماعی برای راه­اندازی جاده­ی جدید کازرون ـ شیراز را داشتیم. سال­ها در طلب ایجاد دانشگاه دولتی و افزایش دانشگاه­ها در کازرون بودیم. امروز به هر دوی آن خواسته­ها رسیده­ایم. هم جاده­ی جدید راه­اندازی شده و هم دانشگاه­های متعددی با نزدیک به 20هزار دانشجو در کازرون داریم. اما از این دست­آوردها چه استفاده­ای کرده­ایم؟ گمان من این است که ما قافیه را باخته­ایم. مگر نمی­گفتیم با راه­اندازی جاده، شکوفایی در صنعت و اقتصاد را خواهیم داشت؟ مگر نمی­گفتیم با دانشگاه­های متعدد، سطح علمی شهرستان را افزایش خواهیم داد و نیروهای بومی متخصص­تری را در بدنه­ی مدیریت شهرستان فعال می­کنیم؟ پس چه شد؟ فرمانداری ویژه هم که داشته باشیم، وقتی به دلیل فقدان موتورهای محرک نتوانیم از آن استفاده کنیم، چه فایده­ای برای ما خواهد داشت؟

با نگاهی به روند بروکراسی موجود در کشور، به وضوح در می­یابیم که اولویت اصلی ما توسعه­ی ساختارها نیست. ما امروز بیش از هرچیز نیاز به توانمندی محتوا داریم. نیاز به بازنگری در روند شیوه­ی انتصاب­های مدیریتی داریم. می­گویم قافیه را باخته­ایم چون می­بینم و می­بینیم که طی یک سال اخیر، نزدیک به دو جین مسوول در این شهرستان عوض شدند، بدون اینکه توده­ی مردم تأثیر یا واکنشی حداقلی در خصوص این عزل و نصب­ها داشته باشند. معیشت اول مردم کازرون کشاورزی است. مسوول این اداره در چشم به هم زدنی عوض شد و هیچ کس توضیح نداد چرا آن رفت و این آمد. حتی کشاورزانمان نیز نتوانستند در این عزل و نصب تأثیری بگذارند. مسوول شبکه­ی بهداشت که بر مسند پراهمیت­ترین دستگاه بهداشتی و درمانی کازرون تکیه می­زند نیز به همین شکل عوض شد و کسی نپرسید و بررسی نکرد که آیا واقعاً این مسوول جدیدی که آمده در حد و اندازه­ای هست که بتواند شبکه­ی بهداشت و درمانی ویژه را مدیریت کند؟ اما با این وجود برای انتخاب نه نفر که تصمیماتشان قرار است با واسطه اجرا شود، دیوارهای شهر را به پوستر کشیدیم. بعد هم می­رود تا چهار سال دیگر، بدون آنکه بپرسیم چرا دو نفر از اعضا شورای قبل استعفا کردند؟ چرا فرماندار وقت کازرون این شورا را ناکارآمد خواند؟ چرا بسیاری از وعده­های اعضا شوراهای قبل روی زمین ماند؟ چرا آن شورا و آن مسوولیین و این مسوولین نتوانستند کار ویژه­ای برای کازرون کنند؟

با تأکید مجدد بر لزوم دارا بودن فرمانداری ویژه، بایستی در نظر داشته باشیم که امروز نیاز ما بیش از آنکه به فرمانداری ویژه باشد، به فرماندار ویژه است. شخصی که حتی اگر در یک بخشداری هم قرار بگیرد، بتواند تحول آفرین باشد. نمونه­های موفقی از این دست افراد را هم می­توان در جای جای کشور یافت. اشخاصی که به لحاظ توانمندی خودشان و نه ساختار و سازمانی که در آن قرار گرفته بودند، توانستند فضای اطرافشان را متحول کنند. براین اساس فکر می­کنم فرماندار ویژه، مقدم بر فرمانداری ویژه باشد.

محسن عباسپور

منبع : هفته نامه بیشاپور – 28 مرداد 1392

نامه جمعی از مردم کازرون به نماینده و فرماندار در خصوص آزاد راه شیراز -بوشهر

                                   بسم ­الله الرحمن الرحیم

جناب آقایان دکتر شاهین محمدصادقی و الیاس محمدی

نماینده­ی محترم مجلس و نماینده­ی محترم دولت در شهرستان کازرون

 

با سلام

همانگونه که مستحضرید، در سطح شهرستان کازرون شواهدی همچون رشد مهاجرت (به خصوص در میان جوانان)، پایین بودن سطح فعالیت صنایع، آسیب­پذیر بودن فعالیت­های کشاورزی به دلیل فقدان صنایع تبدیلی و برخی دیگر از شواهدی از این دست، به وضوح ثابت می­نماید که کازرون علیرغم داشتن ظرفیت­های فراوان در حوزه­های کشاورزی، گردشگری و همچنین بسترهای موجود برای راه­اندازی صنایع، تاکنون نتوانسته در حد و اندازه ­های واقعی خود قرار گیرد که این موضوع نیز طبیعتاً تبعات نامطلوبی را بر مناسبات اجتماعی و مشکلات معیشتی مردم کازرون برجای گذاشته است.  

به گواه کارشناسان و بنا بر اذعان بسیاری از صاحب­نظران، یکی از عمده ­ترین دلایل بروز این دست از مشکلات فقدان بسترهای لازم و در صدر آنها ضعف­های مشهود در زیرساخت­های حمل و نقل در کازرون می­باشد. همانگونه که مستحضرید قرار گرفتن کازرون در طول چند دهه در بن­بست ارتباطی باعث تداوم این مشکلات شده بود و اکنون نیز که سطوح مناسب­تری از زیرساخت­های ارتباطی نیز در سطح منطقه و کشور در دست پیگیری هستند، باز هم متأسفانه شاهدیم که کازرون و جمعیت 300هزار نفری آن از این زیرساخت­ها محروم مانده­اند.

با نگاهی به وضعیت فعلی پیرامون محورهای مواصلاتی که در سطح منطقه در حال پیگیری است، این محرومیت بیش از پیش به چشم می­ آید. چراکه اکنون بسیاری از شهرها و شهرستان­های استان فارس و استان­های مجاور یا دارای راه ­آهن شده ­اند و یا پروژه­ی احداث راه­آهن در آنها در حال پیگری است؛ برخی از این شهرها که در معادلات اقتصادی حتی پایین­تر از کازرون قرار می­گیرند دارای فرودگاه هستند؛ در حال حاضر نیز براساس طرح­ریزی­های صورت گرفته، یکی از بزرگترین پروژه­های راهسازی منطقه، یعنی احداث آزادراه شیراز ـ بوشهر در فاصله­ ی بیش از 50کیلومتری از شهرستان کازرون عبور می­کند و با این حساب باز هم کازرون از موهبت دسترسی به آن محروم مانده است.  

این در حالی است که اهالی فهیم شهرستان کازرون از سه سال پیش تلاش­های گسترده­ای را برای احقاق حقشان در خصوص بهره­مندی از این محورهای مواصلاتی و به ویژه آزادراه شیراز ـ بوشهر آغاز کرده ­اند، که متأسفانه علیرغم آنکه حتی بزرگترین طومار تاریخ  مردم کازرون با بیش از 21هزار امضا نیز برای آن تنظیم شد، اما تاکنون کمتر توجه و پیگیری از سوی مسوولین ذی­ربط در این خصوص صورت گرفته است و بارها و بارها مسائلی به مراتب کم اهمیت­ تر از این موضوع را پیگیری نموده­اند و در قبال این مسئله­ ی حیاتی به راحتی عبور کرده­ اند. مسلماً این مسئله چیزی جز نادیده گرفتن این حق و بی­تفاوتی نسبت به خواسته­ی هزاران کازرونی نمی ­تواند باشد.

سکوت مسوولین شهرستان و استان در این خصوص و محدود شدن اظهار نظرها به پیگیری­های معمول طی سه سال اخیر در شرایطی دیده می­شود که شاهدیم مسوولین ارشد در استان فارس و همچنین مسوولین استان بوشهر طی این مدت با تمام توان و از هر طریق ممکن و با هر امکانی که در دسترس داشته ­اند به دنبال اجرایی شدن این پروژه بوده­ اند و پروسه­ی رساندن این طرح را تا مرحله­ی اجرا، گام به گام به پیش برده ­اند.

اکنون اینجانبان به عنوان جمعی از مردم شهرستان کازرون ضمن ابراز گلایه­ی شدید خود از روندی که تاکنون برای احقاق این حق مردم کازرون در سطح شهرستان و توسط مسوولین محلی پی گرفته شده است و همچنین ابراز نارضایتی از عدم لحاظ شدن حق مسلم مردم کازرون در بهره­مندی از آزادراه شیراز ـ بوشهر، از آن مقامان محترم خواهشمندیم با در نظر گرفتن جمیع شرایط و برای آنکه از قضاوت آیندگان سربلند بیرون بیاییم، با آغاز نمودن فعالیت­هایی شفاف و در ارتباط تنگاتنگ با مردم شهرستان، تلاش­های منتج به نتیجه را برای احقاق این حق، آن هم برای مردمی که سال­ها طعم بن­ بست و عقب نگه داشته شدن را چشیده­ اند، آغاز نمایید تا از این طریق با امیدوار شدن هرچه بیشتر مردم کازرون به توسعه­ی اقتصادی، شیرینی این امید را در سال جهاد اقتصادی نیز بچشیم.

............................................................................................................

یادآوری می شود پیش از این مردم با جمع آوری طومار تاریخی با بیش از 21000امضاء بصورت کتابی حدود400صفحه در قطع وزیری به مسئولین کشوری از جمله رئیس جمهور ، وزیر راه و ترابری و نماینده ولی فقیه در استان فارس ونماینده سابق و کنونی و فرمانداران طومار را تقدیم کرده و خواستار پیگیری جدیدی مسئولین شدند تا دوباره کازرون در حاشیه و به بن بست نرود

تا ببینیم مسئولین چه کاری انجام می دهند؟


گزارش تصویری نشست و گروه دوستداران کازرون گروه منتقدین با امام جمعه شهرستان بهار92

 
گزارش تصویری
 



 

 




 

 





 

 

نویسنده: علی گلچین

تور آموزشی (زیست محیطی) کتابخانه عمومی کازرون

 

 

برگزاری تور آموزشی زیست محیطی توسط اداره کتابخانه های عمومی شهرستان کازرون با همکاری اداره محیط زیست ، سازمان اتوبوسرانی، گروه دوستداران کازرون به مناسبت روز زمین پاک ، شنبه هفتم اردیبهشت ماه

تور زیست محیطی کازرون

تور زیست محیطی کازرون


تور زیست محیطی کازرون

تور زیست محیطی کازرون


تور زیست محیطی کازرون


تور زیست محیطی کازرون


تور زیست محیطی کازرون

تور زیست محیطی کازرون


تور زیست محیطی کازرون


تور زیست محیطی کازرون

قطعات استخوان در غار شاهپورکشف شد/ طرح فرضیه دفن شاهپور درون غار

 

 غار شاهپور در فاصله 20کیلومتری شرق کازرون و در استان فارس واقع شده است. این غار در فاصله ای نزدیک از شهر تاریخی بیشاپور و نقوش برجسته تنگ چوگان قرار گرفته است.

در دهانهٔ این غار مجسمهٔ شاپور قرار گرفته‌ و به همین دلیل این غار به نام شاپور معروف شده‌است. مجسمه شاپور با وجود گذشت ۱۷۰۰ سال کماکان پابرجا می‌باشد و تنها مجسمهٔ باقی‌مانده از دوران باستان است که حدود ۷ متر ارتفاع دارد و حاصل تراشیده شدن ستون سنگی موجود در غار است.

عضو شوراي مرکزي انجمن هم انديشان جوان گفت: استخوان های متعلق به این اسکلت در یکی از دالان های غار شاهپور و در بخشی از دیواره آن کشف شده اند. در حال حاضر فقط بخش کمی از استخوان های این اسکلت نمایان شده و بخش زیادی از آن در زیر رسوباتی مدفون شده که بر اثر گذشت سالیان طولانی بر روی اسکلت انباشته شده اند.

غار شاهپور

محسن عباسپور ادامه داد: کشف این اسکلت ها پیش از هرچیز نیاز به مطالعات گسترده و متمرکز باستان شناسی را در این غار منحصر به فرد تاریخی نمایان می کند زیرا در درون غار شاهپور علاوه بر مجسمه ای که با هنرمندی تمام از شاهپور ساسانی حجاری شده است، برخی آثار دیگر از جمله دو حوضچه نیز وجود دارد که هنوز کاربری آنها نیز مشخص نشده است و مطمئناً کاوش علمی در این منطقه می تواند منجر به کشف بسیاری از ناگفته های باستانی مربوط به دوران ساسانیان شود.

وی گفت: تا به امروز فصل کاوش مشخصی در غار شاهپور صورت نگرفته و بر همین اساس در خصوص شناخت دقیق کاربرد غار با فقر مطالعات مواجه هستیم اما براساس اصلی ترین فرضیه های مطرح شده در خصوص کاربری این غار باستانی، احتمال اینکه این مکان به عنوان محلی برای دفن شاهپور در نظر گرفته شده باشد، مطرح شده که البته اثبات این مورد نیازمند کاوش و مطالعات بیشتر است.

غار شاهپور

استخوانهای کشف شده درون غار

عضو شوراي مرکزي انجمن هم انديشان جوان تصریح کرد: در این خصوص می توان به تشابه این غار با محل دفن پادشاهان هخامنشی در نقش رستم نیز اشاره کرد.

عباسپور تصریح کرد: با توجه به محل کشف اسکلت، باید اذعان کرد که بسیار بعید به نظر می رسد اسکلت های کشف شده متعلق به شاهپور ساسانی باشد، با این وجود این کشف تا بدان اندازه حائز اهمیت است که بتواند برنامه ریزی های مشخص و متمرکزی برای کاوش و مطالعات بیشتر را به دنبال داشته باشد.

غار شاهپور

وی اضافه کرد: از سویی نیز کشف این اسکلت در غار می تواند فصل جدیدی در مطالعات باستان شناسی را رقم زده و ناگفته های فراوانی را از غار شاهپور و شهر تاریخی بیشاپور نمایان سازد زیرا اسکلت در زیر لایه های متعددی از رسوبات قرار گرفته و بر این اساس می توان متصور شد که این اسکلت مربوط به دوره های تاریخی باشد اما تشخیص قدمت دقیق آن نیازمند کاوش و مطالعات و بررسی علمی بر روی نمونه گیری هایی است که از این استخوان ها بایستی صورت گیرد.

عضو شوراي مرکزي انجمن هم انديشان جوان عنوان کرد: در این میان متأسفانه پایگاه پژوهشی بیشاپور با ارائه عملکردی منفعل در خصوص مطالعات و بررسی های باستان شناسی شهر تاریخی بیشاپور به ویژه طی سال های گذشته، نشان داده که نمی تواند به عنوان مرجعی قابل قبول برای کار باستان شناسی در این محوطه پراهمیت تاریخی قلمداد شود و بر همین اساس نیاز به بازنگری اساسی در شیوه مدیریت این مجموعه و ورود بیشتر باستان شناسان احساس می شود.

اسکلتی که در لایه های درونی خاک قرار دارد

وی ادامه داد: علیرغم اهمیت فراوان این غار باستانی و نقش پراهمیتی که در مطالعات مربوطه و همچنین جذب گردشگر می تواند داشته باشد اما تاکنون تنها عملیات مشخص باستان شناسی که در غار شاهپور صورت گرفته، عملیات مرمت پاهای مجسمه شاهپور و بلند کردن مجدد این مجسمه بوده که در دوران پهلوی و با عدم ظرافت و توسط یک هنگ نظامی صورت پذیرفته که ماده تاریخی آن نیز در دیواره غار حجاری شده است.

ویلا و باغ جای تاریخ را می گیرند/ویلا سازی در "تپه گبرا" کازرون

 
كازرون - خبرگزاري مهر:یکی از تاریخی ­ترین تپه­ های محدوده ­شهری کازرون که کاوش در آن می تواند یافته های متعدد و منحصر به فرد باستان شناسی را در پی داشته باشد تبدیل به زمینی برای ویلا و باغچه های تفریحی شد.

به گزارش خبرنگار مهر، شهرستان کازرون فارس از آثار و بناهای تاریخی بسیار زیادی برخوردار است که هرکدام از آنها بخش مهمی از تاریخ و تمدن استان فارس و شهر کازرون را معرفی می کنند.

یکی از این آثار تپه تاریخی "گبرا" محسوب می شود که دوستداران میراث فرهنگی از ویلاسازی و باغ سازی در این تپه اظهار نگرانی کرده اند.

 

 

"تپه گبرا" که براساس مطالعات ابتدایی باستان شناسی قدمت آن به قرن چهارم و پنجم هجری قمری می رسد از جمله نقاط حائز اهمیت تاریخی در کازرون محسوب می شود که کاوش و مطالعه در آن حتی ممکن است به شواهدی حاکی از چگونگی تخلیه شهر تاریخی بیشاپور و کوچ مردم آن منطقه به شهر فعلی کازرون بیانجامد.

عضو شوراي مرکزی انجمن هم انديشان جوان شهرستان كازرون اظهار داشت: باوجود گستردگی قابل توجه آثار تاریخی دوره های ساسانی و اسلامی در کازرون اما آثار باقیمانده از قرون چهار و پنج هجری قمری در این منطقه به مراتب کمتر از مابقی آثار در دوره های زمانی دیگر است و همین مسئله لزوم حفاظت هرچه بیشتر از این دست آثار را افزایش می دهد.

محسن عباسپور بيان كرد: از سوی دیگر آثار موجود در این تپه تاریخی به لحاظ قدمت باستانی آن، می تواند ناگفته های بسیاری را از قرون ابتدایی ورود اسلام به ایران و چگونگی تغییرات فرهنگی و مذهبی و همچون نمود این تغییرات در بناها و ابزارهای مورد استفاده در میان مردم منطقه ی کازرون به دنبال داشته باشد.

وي با انتقاد از عدم توجه به اين اثر تاريخي گفت: متأسفانه باوجود چنین اهمیتی مدتی است که شاهدیم برخی از زمینهای اطراف این محوطه­ باستانی با موافقت برخی نهادها به زمینهایی برای ایجاد باغچه های تفریحی تبدیل شده است.

کازرون

عباسپور اظهار داشت: متأسفانه این کار تا آنجا پیش رفته که در حال حاضر نیمی از تپه باستاني گبرا برای احداث باغ تبدیل شده و حتی بر روی آن نهال های  درخت نیز کاشته شده است.

وي ادامه داد: تمام این موارد در حالی شکل می گیرد که این تپه تاریخی با شماره ثبت 15337 در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده و براساس متن صریح قانون هیچگونه ساخت و سازی در حریم آن نبايد صورت پذیرد.

اين فعال ميراث فرهنگي گفت: با این حال متأسفانه به وضوح شاهدیم که نه تنها در حریم درجه یک این تپه ساخت و ساز صورت گرفته، بلکه بخشی از آن نیز به محدوده­ اراضی در نظر گرفته شده برای باغچه ­ها و ویلاهای تفریحی اختصاص داده شده است.

کازرون

وي افزود: به طور حتم چنین بی توجهی نسبت به آثار تاریخی آن هم آثاری با این درجه اهمیت، تبعات نامطلوبی را برای بحثهای پژوهشی و مطالعات تاریخی به دنبال خواهد داشت و بدون شک تداوم روند چنین اقداماتی در نهایت منجر به پاک شدن و از بین رفتن بخشهایی از هویت تاریخی هر منطقه ای خواهد شد.

عضو شوراي مرکزی انجمن هم انديشان جوان شهرستان كازرون بيان كرد: تعرض به این بنای تاریخی در حالی صورت می پذیرد که چند سال پیش نیز تپه باستانی مجاور این محوطه تاریخی نیز مورد تعرض قرار گرفته بود که در همان سال با مداخله سازمان میراث فرهنگی و دستگاه های قضایی، خوشبختانه این تعرض متوقف شد.

کازرون

عباسپور تاكيد كرد: امیدواریم سازمان میراث فرهنگی، اداره جهاد کشاورزی و سایر دستگاه های ذی ربط که به نوعی در این زمینه عهده دار وظایفی هستند با لحاظ كردن قوانین جاری در حوزه میراث فرهنگی ضمن بازگرداندن این تپه ی تاریخی به وضعیت قبلی، بسترهای لازم را برای پژوهشها و کاوشهای آتی در این محوطه تاریخی فراهم آورند.

تپه گبرا با شماره ثبت 15337 در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده و متعلق به قرن چهارم و پنجم قجری قمری است. این تپه در فاصله یک کیلومتری جنوب شرقی محدوده شهری کازرون واقع شده است.

بهترین راه حفاظت از سنگ نگاره تنگه قندیل انتقال به موزه ملی تهران می باشد

پایگاه خبری ایران بزرگ- گروه میراث در خطر- در بازدیدی که به تازگی  از سنگ نگاره نامور به تنگه قندیل کازرون انجام داده، شوربختانه این بازمانده نیاکانی با وجود وعده ها و گفته های بسیارهنوزهم مورد بی توجهی مسولین فرهنگی قراردارد و بدون هیچ گونه حفاظ  و پاس داری به حال خود رها شده است و روزبه روز می بایست نظاره گر دست اندازی ها باشیم.

 

پایگاه خبری میراث فرهنگی ایران بزرگ



این سنگ نگاره بسیار زیبا برروی تخته سنگی کنده کاری شده و درحاشیه یک آب راه فصلی قرار دارد و به دلیل جا گرفتن در همین آب راه و دور از دسترس بودن آن (این سنگ نگاره پس از گذر از روستای قندیل در دامان کوه و در مسیر کوه نوردان احتمالی می باشد) در معرض آسیب و خطر بیشتر است.

 

 

 

ضمن این که از آسیب های طبیعی مانند، باد و باران و سیل و... رنج می برد و نیازمند رسیدگی هر چه زودتر می باشد.

 

 

جای یادآوری می باشد که در شهریور ماه امسال این سنگ نگاره مورد یورش و دست اندازی افراد ناشناس قرار گرفته و بخشی از دیواره سمت راست سنگ نگاره و بخش پایینی آن تخریب شده بود که در رسانه ها بازتاب گسترده یی داشت و مدیریت میراث فرهنگی استان پارس درهمین راستا پیمان همکاری داده بود و بنا شد که برای سنگ نگاره های استان به ویژه منطقه کازرون حفاظ نصب شود که درتنگه چوگان این مهم انجام شده است ولی شوربختانه در روستای قندیل که فاصله بیشتری تا مرکز کازرون دارد و یگان حفاظت هم کمترسرکشی می کند این مهم رخ نداده است و پس از گذشت پنج ماه از وعده های مسولین این نگاره در بی توجهی به سرمی برد و درخطر می باشد.

 

 

 

 

گفتنی است که تنها راه پاس داری از این سنگ نگاره، قرار گرفتن آن درجداره شیشه یی مخصوص می باشد که هم ازگزند بلاهای طبیعی درامان مانده و هم دور از دست اندازی ها باشد.

 

 

.

 

پیشنهاد من با توجه به تجربه ها و جایگاه این سنگ نگاره، بردن آن به موزه ملی تهران است؛ چون کشیدن دیوار دور آن یا فنس کشی هیچ سودی ندارد و چاره یی را درمان نمی کند.

 

 

 

 

درپایان این پرسش پیش می آید که تا چه زمان می بایست چشم به راه بود تا مسولین چاره یی را بیندیشند؟ درست است که مشکلات مالی وکمبود نیرو همواره مساله مهم اداره میراث فرهنگی استان می باشد اما آیا نباید این بازمانده با ارزش نیاکانی در اولویت کارها قرار گیرد؟ و حتمن می بایست خدای ناکرده کوبه و ضربه و یا خسارتی جبران ناپذیری پیش آید تا مدیران فرهنگی مجبوربه انجام کاری شوند؟

 

 

 

درپایان از مدیران فرهنگی استان و پایگاه پژوهشی شهرستان کازرون خواهش مند است تا پشیمانی به بار نیامده  هر چه زودتر راه کار مناسبی را برای این مهم بیابند.

 

سیاوش آریا

بیاییم شب عید آجیل خرید نکنیم

 
همشهریان عزیزبیاییم شب عید خريد آجيل شب عيد را تحريم کنیم ....
گامي استوارتر از هميشه بر مي‌داريم و عهد مي‌كنيم براي حفظ آبروي خانواده‌هاي كم درآمد و كاهش فشار تورم، سال نو را بدون خريد و مصرف آجيل و تنقلات جشن بگيريم. 

 
هدف ديد و بازديدهاي نوروزي صله ارحام است و اجازه نمي‌دهيم در اين سنت حسنه حاشيه‌ها از متن پررنگ‌تر شود.  اين پيام كساني است كه تنها دغدغه خود را ندارند، به فكر جامعه و همشهريان خود نيز هستند، دل مشغولي آنها اكرام و احترام به همه انسان هاست.
یاحق

ضرورت حفاظت از نقوش برجسته "قندیل" و "پریشو"

 

در حالیکه بسیاری از نقوش و آثار تاریخی در شهرستان کازرون فارس از حفاظتهای مناسب برخوردارند اما هنوز دو نقش برجسته "قندیل" و "پریشو" از امکانات حفاظتی بهره مند نیستند.

به گزارش خبرنگار مهر، سازمان میراث فرهنگی استان فارس طی مدت اخیر اقدام به اجرای طرح های حفاظتی مناسبی در آثار تاریخی شهرستان کازرون کرده که باعث شده امنیت این آثار در مقابل سودجویان حفظ شود. اما در این حال چند نقش برجسته تاریخی مهم نیز وجود دارند که چندان کار حفاظتی برای آنها انجام نشده که در این خصوص کارشناسان تاکید دارند تا زمانی که تجربه های تلخ آسیب رسیدن به نقوش تاریخی این شهرستان از سوی سارقان و سودجویان تکرار نشده، باید برای این نقوش نیز کاری کرد. در عین حال نه تنها میراث فرهنگی بلکه سایر ارگانها نیز برای حفظ میراثهای فرهنگی شهر خود باید تلاش کنند.

در این خصوص عضو شورای مرکزی انجمن هم اندیشان جوان شهرستان کازرون به خبرنگار مهر گفت: با آنکه طی ماه های گذشته دو نقش برجسته ساسانی در شهرستان کازرون مورد تعرض برخی سودجویان قرار گرفته اند اما اقدامی برای افزایش حفاظت فیزیکی در اطراف این نقوش صورت نگرفته و شرایط نگهداری این دو نقش با شرایط نگهداری آنها در قبل از وقوع تخریب تغییری نداشته است.


محسن عباسپور افزود: در حالیکه سال گذشته و پس از آسیب دیدن نقش برجسته بهرام دوم در تنگ چوگان، میراث فرهنگی طی اقدامی مناسب و در کمترین زمان ممکن حفاظت فیزیکی این محوطه را با نصب دوربینهای مداربسته و بهبود وضعیت فنس کشی و نورپردازی، افزایش داد اما در خصوص نقوش برجسته "قندیل" و "پریشو" به نظر می رسد این دو نقش مورد کم مهری سازمان میراث فرهنگی قرار گرفته تا آنجا که تاکنون هیچگونه اقدامی برای حفاظت فیزیکی آنها صورت نگرفته است.

وی ادامه داد: حدود دو سال پیش مسئولان محلی کازرون به ویژه در بخش قائمیه، آمادگی خود را برای ایجاد فنس کشی و نصب سایه بان برای نقش قندیل اعلام کرده بودند ولی طی این دو سال نه آن وعده ها عملی شد و نه میراث فرهنگی در این راستا اقدامی عملی صورت داد.

این دوستدار میراث فرهنگی افزود: برای نقوش برجسته ای همچون "قندیل" و "پریشو" که در موقعیتهای خاص جغرافیایی قرار دارند شاید افزایش آگاهیهای عمومی به خصوص در سطوح محلی و همچنین تقویت مشارکتهای محلی با هدف افزایش ترغیب عمومی برای کنترل بیشتر این نقوش راهکاری هایی پرفایده و به مراتب کم هزینه تر هم باشند اما با این وجود در همین رابطه هم اقدام جدی صورت نگرفته است.

عباسپور با بیان اینکه از مجموع 10 نقش برجسته ای که در شهرستان کازرون موجود است هفت نقش برجسته دارای فنس کشی و حفاظتهای فیزیکی معمول هستند، یادآور شد: اما سه نقش برجسته دیگر که از جمله برجستهترین نقوش دوران ساسانی محسوب میشوند همچنان بدون حفاظت فیزیکی باقی مانده اند که طی ماه های گذشته عده ای سودجو از فقدان حفاظت اطراف این نقوش استفاده کرده و تخریبهایی را متوجه این نقشها کردند.


عضو شورای مرکزی انجمن هم اندیشان جوان شهرستان کازرون گفت: چنانچه سازمان میراث فرهنگی به دنبال حفظ اصولی این نقوش پرارزش تاریخی است باید حداقل از تجربه های تلخی که در پی بروز تخریب در نقش برجسته های "قندیل" و "پریشو" به دست آمده استفاده کرده و اقدام مناسبی را که برای نقش برجسته های تنگ چوگان انجام داد به گونه ای مشابه برای این نقوش نیز انجام دهد یا آنکه به دنبال ایجاد راه هایی برای افزایش مشارکتهای عمومی به خصوص در بین محلیها و روستاهای اطراف این نقوش باشد.

وی ادامه داد: تجربه نشان داده در صورت حضور فعالانه و صد البته آگاهانه این طبقه اجتماعی در فعالیتهای حفاظتی، می توان به ایجاد سطح مناسبی از امنیت برای نقوش برجسته و هر بنای تاریخی دیگری امیدوار بود. نقوش برجسته قندیل و پریشو هر دو متعلق به دوران ساسانیان بوده و از معدود نقوش برجسته باستانی هستند که تصاویری از زن را نشان می دهند.

بعضی کارها فقط عشق می خواهد و بس



حدود شش يا هفت سالي بود كه با چندي از دوستان هفته اي يكبار به حوض بيدمشك ميرفتيم ودر آنجا با خداي خود خلوت ميكرديم واز هواي تميز آن بهشت بهره ميبرديم.در طول اين مدت تعدادي درخت در آن منطقه واطراف آن كاشتيم كه فقط حدود هفت عدد از آنها باقيمانده ودر حال حاضر نيز از آنها مواظبت ميكنيم.يادم مي آيد كه يك روز مانده بود به ماه رمضان وهوا بسيار گرم،به اتفاق دو نفر از دوستان راهي بيدمشك شديم .همه ميدانند كه ذوق وشوق براي هر چيزي لازم است.حدود ساعت سه بعد از ظهر بود كه به آنجا رسيديم وصحنه اي را ديديم كه باعث ناراحتيمان شد.پرندهايي كه براي نوشيدن آب به چشمه پناه آورده بودندولي به دليل ريزش گل ولاي درون آب گير چشمه به سختي آب ميخوردند.در همين لحظه بود كه عباس منصف كه شايد خيلي از شما او بشناسيدگفت بايد اطراف چشمه سنگ چيني شود تا ريزش نداشته باشدوآبگير هميشه پر آب باشد.از فرداي آن روز شروع به كار كرديم وحدوديكماه ونيم طول كشيد تا سنگ چيني به اتمام رسيد.در طول اين مدت جناب مهندس خدا پرست به ما كمك فرواني كردند كه جا دارد در همين جا از ايشان وپرسونل دلسوزشان تشكركنم.

 



درود بر جوانان گروه دوستداران کازرون

 

 

 



























نسل شیرهای سنگی کازرون در آستانه انقراض

 

به گزارش خبرنگار مهر، شیرهای سنگی را بر روی قبر افراد صاحب نام اجتماعی یا دلیرمردان هر طایفه می گذاشتند تا بدین وسیله نمادی برای پاسداشت شجاعت و تواناییهای آنها باشد.

این شیرهای سنگی در شهرستان کازرون فارس در طول زمان یاد و نشانه شجات و صفات آن افراد بود اما اکنون این شیرهای سنگی در حال نابودی و انقراض نسل هستند.

در این خصوص عضو شورای مرکزی انجمن هم اندیشان جوان شهرستان کازرون به خبرنگار مهر گفت: صدها شیرهای سنگی در گورستان های تاریخی شهرستان کازرون یا به طور کامل از بین رفته اند یا آنکه به دلیل آسیبهای متعدد وارد شده به آنها روزهای سختی را می گذرانند به گونه ای که با تداوم روند فعلی در آینده ای نه چندان دور شاهد انقراض کامل این شیرهای سنگی خواهیم بود و دیگر شیری را ایستاده در دشت تاریخی کازرون نخواهیم دید.

محسن عباسپور افزود: شهرستان کازرون به دلیل شرایط خاص جغرافیایی و تاریخی خود به ویژه طی قرنهای اخیر شاهد حضور بافتهای مختلف اجتماعی و تجمعات انسانی بوده و از حضور این گروه ها و اجتماعات انسانی در طول تاریخ آثاری برجای مانده و از جمله برجسته ترین این آثار که به ویژه از قرنهای اخیر باقی مانده، گورستانهای تاریخی این شهرستان است.

وی گفت: گورستانهای تاریخی به دلیل وجود سنگ نوشته های متعدد، شیرهای سنگی و برخی نمادها و آثار حجمی خاص از جمله منابع مهم مطالعاتی برای پژوهش در فرهنگ عامه و همچنین مطالعات تاریخ معاصر محسوب می شوند و با در نظر گرفتن این شرایط به وضوح می توان به اهمیت حفظ و حراست از این آثار سنگی پی برد.

این دوستدار میراث فرهنگی ادامه داد: متأسفانه پراکندگی گسترده این آثار در سطح شهرستان و فقدان برنامه ای عملی از سوی سازمان میراث فرهنگی برای جمع آوری و یا ساماندهی، مرمت و استحکام بخشی این آثار باعث شده که عرصه ای مناسبی برای عده ای سودجو و یا مخربین آثار تاریخی به وجود آید به گونه ای که این عده یا از سر جهل و ناآگاهی اقدام به تخریب این شیرهای سنگی کرده و یا به دنبال برخی سودجویی های معمول از آثار تاریخی هستند.

وی افزود: در حال حاضر در جای جای گورستانهای تاریخی کازرون شاهد هستیم که بسیاری از شیرهای سنگی این گورستانها که بعضاً دارای حجاری ها و کتیبه هایی نیز هستند، یا شکسته شده اند و یا قطعاتی از آنها توسط برخی به سرقت رفته است.

عباسپور بیان کرد: نکته ای که ابعادی متفاوت به حفاظت از این شیرهای سنگی می دهد، مربوط به امواتی است که این آثار سنگی بر روی مقبره آنها قرار گرفته و برای زنده نگهداشتن نام آنها حجاری شده اند.

وی ادامه داد : عمده اشخاصی که شیرهای سنگی بر روی مقبره آنها قرار گرفته از جمله صاحب نام ترین افراد اجتماع خود از جمله چهره های سرشناس، کدخدا، بزرگ طایفه و... بوده اند و به عنوان مثال در شهرستان کازرون شاهد هستیم که برخی از شیرهای سنگی موجود بر فراز مزار دلیرمردانی قرار گرفته که در نهضت جنوب و یا در جنگ های دفاع از خاک خود کشته شده اند.

عضو شورای مرکزی انجمن هم اندیشان جوان شهرستان کازرون گفت: این شیرها نمادی از شجاعت، دلاوری و صفات و ویژگی های برجسته ای از جمله سوارکاری و شکار و تیراندازی شخصی است که بر روی مزار وی قرار گرفته اند.

وی اظهار داشت: ارزشمندی این شیرهای سنگی آنجا بیشتر نمایان می شود که تا سال های متمادی در نامگذاری اشخاص از واژه شیر بهره گرفته شده و اسامی مانند علی شیر، کاکاشیر، شیرمحمد، شیردل، شیرزاد و... از اسامی موجود در میان طایفه ها و گروه های مختلف قومی و قبیله ای در کازرون و دیگر نقاط کشور محسوب می شوند.

عباسپور بیان کرد: گورستانهای موجود در روستاهای تاریخی دوان، کلانی، دوسیران و بسیاری دیگر از روستاهای موجود در این شهرستان از جمله مناطقی هستند که شاهد حجم قابل توجهی از بروز تخریب در این اشیا پرارزش تاریخی هستند.

وی گفت: البته علاوه بر تخریبهایی که منشا انسانی دارند، برخی تخریب های ناشی از عوامل جوی و همچنین وجود گل سنگ ها در این آثار نیز از عواملی هستند که به مرور زمان تخریبهایی را برای این آثار به دنبال داشته اند.

عضو شورای مرکزی انجمن هم اندیشان جوان شهرستان کازرون گفت: به نظر می رسد در شرایط فعلی که امکانات فیزیکی و انسانی محدودی برای حفاظت از این آثار در محل وجود دارد جمع آوری برخی از شاخص ترین شیرهای سنگی برجای مانده از سطح گورستانها، ارائه آموزش به اهالی مناطق و بهره گیری از توانمندی آنها برای حفاظت هرچه بیشتر از این آثار، مرمت و استحکام بخشی شیرهای سنگی در محل گورستانها، مستندسازی جامع و علمی از تمامی شیرهای سنگی موجود و برخی طرحهای مشابه دیگر بتواند ضمن جلوگیری از بروز تخریبهای بیشتر شرایط این شیرهای سنگی را بهبود ببخشد.

عباسپور افزود: بارها شاهد بوده ایم در برخی از نقاط روستایی اهالی محل تلاشهایی را برای حفاظت از آثار تاریخی موجود در روستای خود داشته اند که این فعالیتها نیاز به هدفمند شدن و حمایت سازمان میراث فرهنگی و سایر دستگاه های ذی ربط دارد تا نتیجه ای مطلوب تر به دنبال داشته باشد.

عضو شورای مرکزی انجمن هم اندیشان جوان شهرستان کازرون گفت: یکی دیگر از راهکارهایی که بتوان از مدد آن هم انگیزه های عمومی را برای حفاظت از این شیرهای سنگی افزایش داد هم به گونه ای مناسب آنها را حفظ کرد انتقال و قرار دادن برجسته ترین شیر سنگی موجود در گورستانهای تاریخی هر روستا در ورودی آن روستا باشد به گونه ای که با رعایت تمامی موارد حفاظتی و ثبتهای معمول علمی، نمادی از دلیرمردی و شجاعت اهالی روستا و نسلهای پیشین آنها به نمایش درآید.

وی بیان کرد: در صورت اجرایی شدن این طرح هم این اشیا پرارزش تاریخی بهتر حفاظت می شوند و هم اینکه نیازی برای صرف هزینه های زیاد برای ساخت تندیسها و المانها نیست و شاید از مدد این کار بتوان انگیزه های عمومی را برای حفاظت مناسب تر از این دست آثار افزایش داد.

عضو شورای مرکزی انجمن هم اندیشان جوان شهرستان کازرون اظهار داشت: تخریب شیرهای سنگی موجود در گورستانهای تاریخی تنها محدود به کازرون نبوده و این مورد در بسیاری دیگر از نقاط استان فارس و همچنین کشور مشاهده می شود در مجموع به نظر می رسد نیاز به بازنگری اساسی در شیوه نگهداری و حفاظت از گورستانهای تاریخی در کشور بیش از هر زمان دیگری احساس می شود.

آبشار فصلی منطقه حوض بیدمشک کازرون

 این روزهای پس از باران پر برکت پاییزی که بیش از ۳۳۰میلیمتر باران نازل شده گوشه گوشه کازرون کهن که طبیعتش در کمتر نقطه ای از ایران در این فصل می توان یافت همراه با جمعی از جوانان گروه دوستداران کازرون راهی حوض بیدمشک شدیم

 شما را مهمان این طبیعت و آبشار فصلی زیبا می کنیم

 

(بیاییم طبیعت را حفظ کنیم و از نعمتهای پروردگار لذت ببریم) 

 

 

 

 

 

عکس از محمد راسخی عضو جوان گروه دوستداران كازرون


 

 

نگاهی به کاروانسرای کنارتخته

پایگاه خبری ایران بزرگ- نگاهی به ایران- کاروانسرای کنارتخته که یکی از سه کاروانسرای تاریخی موجود در شهرستان کازرون است و پیشینه ی آن به دوران صفوی باز می گردد، در بخش غربی کازرون و به فاصله 50 کیلومتری این شهر قرار دارد.

 

کاروانسرای کنار تخته


کاروانسرای کنارتخته از نوع کاروانسراهای درون شهری می باشد که جایگاهی برای استراحت کاروانیان بوده است. این کاروان سرا به خاطر قرارگرفتن در مبدا اتصال به استان بوشهر، از اهمیت تاریخی بالایی برخوردار است.
 این کاروانسرا در دوران قاجار از رونق فراوانی برخوردار بوده است و مشیرالملک شیرازی افزون بر بهسازی آن، پلی در نزدیکی اش می سازد که اهمیت آن را دوچندان می کند.

 کاروانسرای کنارتخته شامل: بازار، گرمابه، آب انبار و مسجد است و برای ساخت این بنا از لاشه سنگ و گچ استفاده شده است. کاروانسرا در فضایی به مساحت 3هزارمترمربع قراردارد و ضلع جنوبی آن به صورت دو اشکوبه (طبقه) است، که اشکوب دوم را در زبان محلی بهارخواب می گویند.

 در ضلع جنوبی بنا یک ایوان قرار دارد که به یک سرای(صحن) مستطیلی شکل باز می شود. در بخش داخلی آن و در پیرامون سرای مستطیل شکل، رواق هایی با تاق های جناقی شکل وجود دارد که در جلو این رواق ها سکوهایی برای نشستن افراد وجود داشته است. در صحن این بنا یک آب راه (کانال) برای خروج آب های اضافی به بیرون از کاروانسرا وجود داشته است. همچنین ناودان های سنگی در بخش پشت بام برای آب بارندگی ساخته شده است.

 در بخش جنوبی و شمالی بنا شبستان هایی با ستون هایی قطور وجود دارند که سقف شبستان را تحمل می کنند. در قسمت جنوب شرقی بنا یک پله سنگی قراردارد که به پشت بام کاروانسرا راه پیدا می کند.

 در بخش مرکزی صحن این کاروانسرا یک حوض مستطیل شکل قرارداشته که امروزه از بین رفته است. همچنین بر اثر گذشت زمان، بخش هایی از بنا آسیب دیده که از چندی پیش مرحله نخست عملیات بهسازی این کاروانسرای تاریخی با اعتباری افزون بر 38 میلیون تومان از سوی سازمان میراث فرهنگی آغاز شده است.

 خاطرنشان می شود این اثر تاریخی به شماره 2850 در بهمن ماه سال 88 در سیاهۀ آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

 عکس و گزارش : سیاوش آریا